۱۱۱-۱
۱

 

دانلودهای پر طرفدار

داستان رشد کسب و کار من

داستان سرگذشتی که ابتدای اون سرشار از تنگدستی و ناکامی بود و انتهای اون کامیابی و گشایش
حدود ۸ سال پیش ، زمانی که من دانشجوی ترم ۶ دانشگاه بودم تصمیم گرفتم در کنار تحصیلاتم یه کسب و کاری رو شروع کنم
از اونجایی که بلند پرواز بودم سراغ کارهای کوچک نمی‌رفتم. بعد از چند ماه موفق شدم کار مورد علاقه‌ام رو پیدا کنم. من نمایندگی انحصاری یک کارخانه رو در استان آذربایجان شرقی گرفتم. همین که تونسته بودم نمایندگی انحصاری در استان رو بگیرم خیلی خوشحال بودم و به خودم افتخار می‌کردم .
ولی قضیه به این خوبی پیش نرفت من بعد از شروع کارم دچار مشکل عدم فروش شدم هر چی تلاش می‌کردم نمی‌تونستم فروش خوبی داشته باشم در نهایت میتونستم اجاره دفتر رو دربیارم. این روند همچنان به مدت ۲ سال ادامه پیدا کرد . بدهکار شده بودم ، خیلی ها میگفتن شغلت رو عوض کن ولی من میگفتم باید نتیجه بگیرم… ادامه داستان + معرفی دوره

داستان کاهش وزن شگفت انگیز

حدود ۸ سال پیش ، من با تکنیکهای ذهنی آشنا شده بودم و دو سال متوالی مطالعات و تحقیقات فراوانی در این زمینه داشتم. یه روز یه جرقه‌ای تو ذهن من روشن شد که واسه لاغر شدن از این تکنیکها استفاده کنم ، خودم که چاق نبودم واسه همین تصمیم گرفتم در مورد پسر عموم (که با هم دوست و شریک بودیم) از این روش استفاده کنم. در آن ایام من با پسر عموی خودم که اضافه وزن داشت مانوس بودم و به دلیل مشارکت کاری زمان زیادی را با هم سپری می‌کردیم و همیشه بحث در مورد قدرت ذهن و مثبت اندیشی داشتیم…
بقیه ماجرا رو از زبان ایشان نقل میکنم:
من فرد چاقی بودم و این ریشه ژنتیکی داشت و چند نفر از اعضای خانواده ما دچار اضافه وزن بودند ، یه روزی پسر عموم بهم گفت میخوای وزنت رو با قدرت ذهن کم کنی بدون ورزش و رژیم و همه رو متعجب کنی؟!… ادامه داستان + معرفی دوره